اطاق تجارت – «پیشنهاد آنها را رد میکنم.» جمله کوتاه دونالد ترامپ در عصر شنبه، هفتهای از امید را در چند ثانیه بست. از ۲ مهر که خبر طرح هفتروزه ایران منتشر شد، بخشی از بازار با فرض گشایش نزدیک هرمز تصمیم گرفت: نفت برنت روز جمعه، به گزارش انرژیناو، به امید گشایش هرمز ۲.۱ درصد افت کرد. حالا باید پذیرفت که این فرض، دستکم برای چند ماه، فرض درستی نیست.
تداوم محاصره دریایی برای اقتصادی که به گفته رییس اتاق تهران در پنج ماه نخست امسال حدود یکچهارم تجارت خارجی خود را از دست داده، خبر تازهای نیست؛ اما تفاوت امروز در افق زمانی است. گزارش والاستریت ژورنال از انتظار ترامپ برای دور تازه درگیری پس از انتخابات آبان، هر قدر هم که به منابع بینام تکیه داشته باشد، به بنگاهها میگوید برنامه زمستان را نباید بر پایه گشایش نوشت. در کنار آن، تورم نقطهای ۸۳.۸ درصدی شهریور و تورم ماهانه ۳.۹ درصدی، به گزارش بانک مرکزی، یعنی هر ماه تاخیر در تصمیم، هزینهای حدود ۴ درصد بر سرمایه در گردش میگذارد.
در چنین شرایطی، بنگاهها کار خود را میکنند: مسیر زمینی را جایگزین میکنند، پیشپرداخت بیشتر میگیرند و قرارداد را کوتاهتر میبندند. اما بخشی از هزینه، ساخته دست سیاستگذار داخلی است و با تصمیم داخلی کم میشود. سه کار در همین هفته شدنی است:
◆ ثبات ششماهه قواعد ارزی صادرات: بانک مرکزی و وزارت صمت اعلام کنند قواعد بازگشت ارز صادراتی تا پایان اسفند تغییر نمیکند، مگر به نفع صادرکننده. صادرکنندهای که در مرز ۲۰ روز منتظر میماند، نباید نگران تغییر قاعده در میانه راه هم باشد.
◆ مرزهای شبانهروزی با گزارش هفتگی: گمرک ایران ظرفیت روزانه پذیرش کامیون و میانگین زمان انتظار در بازرگان، مرزهای ارمنستان، آذربایجان و پاکستان را هر هفته منتشر کند. داده عمومی، برنامهریزی حمل را برای هزاران بنگاه ارزانتر میکند و فشار را به سمت رفع گلوگاه میبرد.
◆ میز سناریو در اتاقها: اتاقهای ایران و تهران یک «میز سناریو» تشکیل دهند که هر دو هفته، با داده گمرک، بازار ارز و گزارشهای دیپلماتیک، سه سناریوی گشایش، تداوم و تشدید را برای اعضا بهروز کند و مطالبات بخش خصوصی را در هر سناریو به دولت برساند.
این پیشنهادها به معنای تسلیم به وضع موجود نیست. دیپلماسی باید ادامه یابد و بنگاهها هم باید برای گشایش آماده باشند؛ اما تجربه ماههای گذشته نشان داده هزینه اصلی برای بنگاه، خود محاصره نیست، بلکه ناپایداری قواعد و بیخبری از ظرفیت واقعی مسیرهاست. صادرکنندهای که نمیداند کامیونش چند روز در مرز میماند و ارز صادراتیاش را با کدام قاعده باید برگرداند، ناچار ریسک را با قیمت بالاتر یا قرارداد کمتر جبران میکند؛ یعنی همان عقبنشینی از بازارهایی که بهسختی به دست آمدهاند. هر روز تاخیر در این تصمیمها، بخشی از سهم بازار عراق، ترکیه و آسیای مرکزی را به رقبای منطقهای میسپارد.
هیچیک از این سه گام هزینهای برای خزانه ندارد. هر سه، پیشبینیپذیری را، یعنی کمیابترین کالای این روزهای اقتصاد ایران، کمی بیشتر میکنند. تصمیم درباره هرمز در اختیار بنگاهها نیست؛ اما اینکه زمستان را با امید یا با برنامه آغاز کنیم، هست.