اطاق تجارت - گزارشهای جدید نهادهای بینالمللی نشان میدهد که جنگ 40 روزه اخیر در خاورمیانه، با حذف بیش از ۵۰۰ میلیون بشکه نفت از بازار جهانی، بزرگترین اختلال عرضه انرژی در تاریخ مدرن را رقم زده است. اگرچه توافق آتشبس و بازگشایی تنگه هرمز باعث افت ۹ درصدی قیمتها شده، اما جبران خسارت ۵۰ میلیارد دلاری وارده به زیرساختها و زنجیره تامین انرژی، سالها زمان خواهد برد.
سقوط آزاد تولید و صادرات در خاورمیانه
بر اساس دادههای تحلیلی موسسه ردیابی محمولههای دریایی (کپلر) که توسط رویترز منتشر شده است، کشورهای تولیدکننده در حاشیه خلیجفارس در طول این درگیری 40 روزه، روزانه حدود ۸ میلیون بشکه از تولید خود را از دست دادهاند. این رقم معادل ۸ درصد از کل تقاضای جهانی است و به معنای خروج بیش از ۵۰۰ میلیون بشکه نفت خام از چرخه تجارت بینالمللی است. افت شدید صادرات، بهویژه در بخش سوخت هواپیما که با کاهش روزانه یک میلیون بشکهای مواجه شد، فشار بیسابقهای بر ناوگان حملونقل جهانی وارد کرد.
بازگشت آرامش به بازار با بازگشایی شاهراهها
با اعلام رسمی توافق آتشبس در اسلام آباد و بازگشایی کامل مسیرهای کشتیرانی در تنگه هرمز و بابالمندب، بازار نفت واکنش سریعی نشان داد. قیمت پایه نفت برنت که در اوج درگیریها به مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه نزدیک شده بود، با یک افت ۹ درصدی به محدوده ۸۳ تا ۸۴ دلار بازگشت. تحلیلگران بازار انرژی (مانند شرکت مشاوره FGE) معتقدند که رفع نگرانیها از اختلالات ژئوپلیتیک، موجب تخلیه حباب قیمتی شده و آرامش نسبی را به بازارهای مصرفکننده بازگردانده است.
چالش بازسازی و ترمیم زیرساختهای آسیبدیده
با وجود فروکش کردن التهابات نظامی، کارشناسان موسسه مشاوره انرژی ریستاد (Rystad Energy) هشدار میدهند که بازگشت به ظرفیت تولید پیش از جنگ، مسیری طولانی و پرهزینه خواهد بود. آسیبهای وارده به برخی از تاسیسات پالایشی و پایانههای صادراتی، نیازمند سرمایهگذاریهای کلان و زمانبر است. برآوردها حاکی از آن است که جبران خسارت ۵۰ میلیارد دلاری ناشی از توقف صادرات و ترمیم زیرساختها، در کوتاهمدت امکانپذیر نخواهد بود و سایه این اختلال همچنان بر سر ترازنامه شرکتهای نفتی سنگینی خواهد کرد.
از نگاه اطاق تجارت
تکانه بیسابقه 40 روزه در قلب تپنده انرژی جهان، بار دیگر اثبات کرد که اقتصاد جهانی تا چه حد به امنیت شاهراههای حیاتی خاورمیانه وابسته است. این بحران که با حذف روزانه ۸ میلیون بشکه نفت و خسارت ۵۰ میلیارد دلاری همراه بود، به وضوح نشان داد که تقابلات نظامی تنها برندهای که ندارد، اقتصاد و توسعه است.
برای اقتصاد ایران، این رویداد حاوی یک پیام راهبردی است: در جهانی که یک اختلال 4۰ روزه میتواند بازارهای جهانی را در آستانه تورم و رکود قرار دهد، تنوعبخشی به مسیرهای صادرات، ارتقای دیپلماسی اقتصادی و پرهیز از تنشهای فرسایشی، تنها راه تضمین منافع ملی و بقای بخش خصوصی است. زمان آن فرا رسیده که با بهرهگیری از فضای پساآتشبس، تمرکز سیاستگذاران از مدیریت بحرانهای امنیتی، به سمت بازسازی زیرساختهای فرسوده، جذب سرمایهگذاری خارجی و احیای جایگاه ایران در زنجیره ارزش جهانی انرژی معطوف شود.